تبليغاتX
میعادگاه زیباترین ترانه ها
مجموعه ترانه های شیرین و تلخ
به من نگاه کن واسه ی یه لحظه
نگات به صد تا آسمون می ارزه
من از خدامه بکشم نازتو
تا بشنوم یه لحظه آوازتو
من از خدامه پیش تو بمونم
جواب حرفاتو خودم بخونم
من از خدامه بمونم دیوونه ات
سر بذارم رو شهر امن شونه ات
من از خدامه بمونی کنارم
منکه به جز تو کسی رو ندارم
من از خدامه که نباشه دوری
فقط دلم می خواد بگی چه جوری
من از خدامه که یه روز دعامون
بره تو آسمون پیش خدامون
به عشق اونکه بعد اون همه درد
خدا یه بار نگاهی هم به ما کرد
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 23:59  توسط ماهك  | 

من نباشم کی تو رویا موهاتو ناز می کنه
کی با بالای شکسته با تو پرواز می کنه
راست بگو منکه نباشم اخمای پیشونیتو
کی میاددونه دونه با حوصله باز می کنه
من نباشم کی میاد ناز نگاتو می خره
کی میاد دنبال تو تو رو تا خورشید ببره
کی میگه حق تا همیشه با توهه
واسه ی خاطر تو کی میره پشت پنجره
من اگه نباشم کی واسه همیشه تو رو می پرسته
کی برات می میره کی نمیشه خسته
کی تو رو می ذاره روی دو تا چشماش
کی اگه نباشی میگیره نفس هاش
من نباشم کی تحمل می کنه کار تو رو
با رقیب رفتن و اذیتا و آزار تو رو
تو خودت داور میدون شو بگو
کیه که جواب نده تلخی رفتار تو رو
من نباشم کی برات قصه میگه تا بخوابی
کی میاد سراغ رویات تو شبای مهتابی
کی بیداره تا تو خوابت ببره
کی قایم میشه توی ابرا که راحت بتابی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت 23:6  توسط ماهك  | 

کیه چشمای تو رو ببینه طاقت بیاره
تو باید قصه باشی قصه حقیقت نداره
تو رو از خیال شاعرا به من هدیه دادن
تو رو از باغای خلوت خدا فرستادن
منکه رسم عاشقی رو مثل مجنون بلدم
تو رو باور می کنم اما هنوز مرددم
اون کدوم ابره که دلتنگ تو باشه نباره
کیه با چشم تو روبرو بشه کم نیاره
تو همونی که غم جدایی رو خاک می کنی
شکو از لمس سرانگشتای من پاک می کنی
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 12:23  توسط ماهك  | 

تو از كدوم قصه اي كه خواستنت عادته
نبودنت فاجعه بودنت امنيته
تو از كدوم سرزمين تو از كدوم هوايي
كه از قبيله ي من يه آسمون جدايي
اهل هرجا كه باشي قاصد شكفتني
توي بهت و دغدغه ناجي قلب مني
پاكي آبي يا ابر نه خدايا شبنمي
قد آغوش مني نه زيادي نه كمي
منو با خودت ببر اي تو تكيه گاه من
خوبه مثل تن تو باتو همسفر شدن
منو با خودت ببر من به رفتن قانعم
خواستني هرچي كه هست تو بخواي من قانعم
اي بوي تو گرفته تن پوش كهنه ي من
چه خوبه با تو رفتن رفتن هميشه رفتن
چه خوبه مثل سايه همسفر تو بودن
هم قدم جاده ها تن به سفر سپردن
چي مي شد شعر سفر بيت آخري نداشت
عمر كوچ من و تو دم واپسين نداشت
آخر شعر سفر آخر عمر منه
لحظه ي مردن من لحظه ي رسيدنه

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 15:50  توسط ماهك  | 

من سكوت مبهمه يه خواهشم
بنده ي فلسفه ي نوازشم
تو تمامي سرود بودني
لحظه ي خدايي سرودني
آشناي بهترين ترانه ها
قهرمان قصه و فسانه ها
خيلي وقته دوباره تنگه دلم
تشنه ي شنيدن زنگه دلم
تا بپيچه توي گوش من صدات
صداي قشنگ و خوب خنده هات
آره سخت مي دونم جدايي ها
قصه ي غصه ي آشنايي ها
اما مي دونم يه روز مي بينمت
از درخت غصه ها مي چينمت
شاخ بيد سر راتو مي شكنم
پهلوون قصه هاي تو منم
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 11:10  توسط ماهك  | 

بذار شب چشماشو رو هم بذاره
تا بگم چقدر دلم دوست داره
نمي گم اندازه ي ستاره ها
نمي گم تو رو مي خوام قدر خدا
من تو رو قد خودت دوست دارم
زندگيمو روي چشمات مي ذارم
تو دلت شكستني مثل صداست
تو وجودت چيزي غير از آدماست
تو بايد گل مي شدي تو باغ نور
تو زيادي واسه اين چشماي شور
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 14:0  توسط ماهك  | 

تو ای بال و پر من رفیق سفر من
می میرم اگه سایه ات نباشه رو سرمن
تویی خود خود عشق که بی تو نفسم نیست
کجا تو خونه داری که هرجا می رسم نیست
اهل کدوم دیاری کجا تو خونه داری
که قبله گاهم اونجاست هرجا که پامی ذاری
اهل کدوم دیاری گل کدوم بهاری
که حتی فصل پاییز باغ ترانه داری
آی دلبرم آی دلبر ای از همه عزیزتر
ای تو مرا همه کس داشتن تو مرا بس
تو دوره شبابم تو اومدی به خوابم
گفتی نیاز من باش ترانه ساز من باش
یه روزی راستی راستی همون شدم که خواستی
شدی تو سرنوشتم برای تو نوشتم
خسته ی دین و دنیا ملحد و کافر هستم
تویی تو مذهب من من تو رو می پرستم
با همه وجودم برای تو سرودم
در طلب تو هستم در طلب تو بودم
صدامو از تو دارم شعرامو از تو دارم
اما تو رو ندارم  وای به روزگارم
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 23:47  توسط ماهك  | 

دنبال کی می گردی عشق تو روبه روته
هرچی دلت خواست بگو چه موقع سکوته
این روزا فرصت کمه پیش اومده از دست نده
وقتش اگه بگذره واسه دوتامون بده
چیزی نگفتی اما یه چیزایی فهمیدم
با یه سوال شروع کن جوابتو من میدم
دارم میام پا به پات این پا و اون پا نکن
تکلیف تو معلومه امروز و فردا نکن
شانس در هر خونه رو فقط یه بار میزنه
ببین حالا اومده و وایساده جا می زنه
درو اگه واکنی خودش میاد تو خونه
خوب تا کنی قول می دم کاری کنم بمونه

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 21:55  توسط ماهك  | 

گل من گوش کن عزیزم گلدونت برات می خونه
تو کدوم باغ قشنگی ریشه هات زده جوونه
می دونم وسعت گلدون واسه تو کوچیک و تنگ بود
با تموم سادگیهاش واسه من اما قشنگ بود
گل من رفتی و گلدون می خونه برات عروسک
تو به آرزوت رسیدی باغ خوشبختی مبارک
اما گاهی من می ترسم که تو اونجا خوش نباشی
نکنه غصه بیاد و گل من پژمرده باشی
گل من خبر نداری دل گلدونت می گیره
اگه تو پژمرده باشی گلدونت برات می میره
گل من نگو که اونجا دل تو برام می گیره
گل من نگو شکستی گلدونت برات بمیره
نکنه لگد شه ساقه ات زیر پای هر غریبه
ساده دل نباش گل من که دنیا پر از فریبه
نکنه یه وقت شکستی آخ داره اشکام می ریزه
نمی دونی خاطر تو واسه من چقدر عزیزه
+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 17:49  توسط ماهك  | 

دوست دارم اینجوری که بی قراری
لی لی به لالای دل من می ذاری
اینور و اونور می کشی نازمو
می خوای چشای دردسرسازمو
هوامو داری هرجا هرجور بخوام
از کار و زندگی می افتی برام
منتمو می کشی صد هزار بار
دل تو دلت دیگه نمونده انگار
آسه می ری آسه میای دنبلم
خوب می دونم دوستم داری یه عالم
هرجا باشم می گردی دور و برم
من واسه ات عشق اول و آخرم
بذار بگم با اینکه دل می برم
نگفتم اما از تو عاشق ترم
+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 0:5  توسط ماهك  | 

قلب منی عزیز من دوست دارم یه عالمه
هرچی به پات گل بریزم باز می دونم خیلی کمه
روز و شبم بدون تو می گذره اما خیلی سخت
نا ندارم بی تو باشم بیا بمون کنار من
تو عشق من تو جون من فرشته ی نجات من
امید من قرار من بیا بمون کنار من
بمون تو در کنار من
عشق منی عزیز من بخوای نخوای مال منی
کاش یه روز از راه برسه از این و اون دل بکنی
بذار که عطر نفسات پرکنه قلب خونه رو
می خوام که عاشق بمیرم حتی اگه بگی برو

یه پوستر زیبا ازاین ترانه کار دوست عزیزم یحیی

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 21:6  توسط ماهك  | 

تا وقتی که دستام دو تا دست تو رو داره
تنهایی و تنها موندنم معنی نداره
صد سال با تو بودن مثل یه عمر دو روزه است
غم تا به ابد توی دلم پا نمیذاره
الهی که خدا این شب و روزا رو نگیره
شادی باشه تو زندگیمون غصه بمیره
اصلا واسه ما دو تا باشه حکم الهی
بی همدیگه بودن یعنی گناه کبیره
انگار وسط فصل بهارم
دارم خواب می بینم یا که بیدارم
چشمات واسه من باغ بهشته
همه رنگای دنیا رو نوشته
پابند دلم باش پروانه ی عاشق
لبهای تو مثل گلبرگ شقایق
با تو قد دریا بی تو مثه مرداب
اگه اینها یه خوابه نذار بپرم از خواب 
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 20:4  توسط ماهك  | 

عشق تازه حرف تازه
من و تو و شب که درازه
هیچکی مثل ما نفهمید
تودل این شب یه رازه
من یه نیمه از تو بودم
تو یه نیمه از خود من
بین ما فاصله افتاد
دل من و تو رو شکستن
بغض نکن که بغض چشمات
شعله می اندازه به جونم
با خیالت گر می گیره
بند بند استخوونم
اسم رمز شب ستاره ست
بودنامون تا دوباره ست
شبا که دلتنگ جنونیم
ستاره بازیمون بهانه است
ما برای عاشقیمون
یه زبون تازه داریم
میریم اما تویه ساعت
چشمامونو هم می ذاریم
تو رو دارم و ندارم
بودنی به رنگ یک خواب
دلخوشم حتی به رویا
غنچه نجیب مهتاب
از تو لبریزم و بی تاب
خالی از حتی خود من
هرجا هستی هرجا میری
عاشقانه ها باهاتن
تو زیر سایه ی عشقی
خیره خیره تا خود شوق
بی تفاوت به نگاه
دشمن عاشق بی ذوق

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 23:1  توسط ماهك  | 

تو خونه مون صداي تو
صداي خنده هاي تو
ديگه شنيده نميشه
رفتي براي هميشه
چشات برام يه قصه گفت
يه قصه از يه غصه گفت
يه قصه از جدايي ها
آخر آشنايي ها
گفتي قفس تنگه برات
رنگا چه بي رنگه برات
گفتي هواي تازه نيست
خونه برات اندازه نيست
گفتي ديگه خسته شدي
طاووس پر بسته شدي
گفتي كه آواز مي خواي
سرود پرواز مي خواي
مي خواي بري به اوج ها
رو بال نرم موج ها
گفتي كه عشق من كمه
حرفام برات پر از غمه
تو سينه قلب من شكست
رو بوم دل غروب نشست
انگار دارم خواب مي بينم
مهتابو رو آب مي بينم
چگونه باور بكنم
غصه رو از بر بكنم
عطر تنت تو خونه نيست
تو زندگيم بهونه نيست
حتي ديگه نمي تونم
زلفامو شونه بكنم
گل روي موهام بزنم
يا حتي حس كنم زنم
عطرت هنوز رو طاقچه امه
انگار باهام حرف مي زنه
اما نمي دونه دارم
از غصه ديوونه مي شم
خدا كنه صداي من
صداي گريه هاي من
يه روز به گوشت برسه
بهت بگه ديگه بسه
پرنده جون بيا خونه ات
بيا توي آشيونه ات
جفتت هنوز منتظره
چشماش هميشه به دره
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 9:53  توسط ماهك  | 

بگذر ز من اي آشنا چون از تو من ديگر گذشتمبگذر ز من اي آشنا چون از تو من ديگر گذشتم
ديگر تو هم بيگانه شو چون ديگران با سرگذشتم
مي خواهم عشقت در دل بميرد
مي خواهم تا ديگر در سر يادت پايان گيرد
كوته كنم اين قصه ي بيهوده را
كي عشق تو سازد رها جان مرا
هر عشقي مي ميرد خاموشي مي گيرد
عشق تو نمي ميرد
باور كن بعد از تو ديگري در قلبم
جايت را نمي گيرد
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 10:44  توسط ماهك  | 

محض گل روی شما خورشید و بیدار می کنم
دوست دارم ها رو میام پیشتون تکرار می کنم
محض گل روی شما من در می افتم با همه
بخاطر داشتنتون از هیچگی ندارم واهمه
محض گل روی شما می گذرم از جون خودم
تا اینکه ثابت بکنم عاشقی رو خوب بلدم
از توی فصلای خدا زمستونو بر می دارم
تا شما سرما نخوری والا من مقصرم
با مژه های چشماتون ابرارو جارو می کنم
تو سفره ی خواستنتون هرچی دارم رو می کنم
بخاطر شخص شما خونه تکونی می کنم
با اینکه کلی سالمه اما جوونی می کنم
هی بوسه های بی هوا می   دزدم از چشم شما
رعشه می افته تو تنم دوستون دارم به خدا
محض گل روی شما می گذرم از جون خودم
تا اینکه ثابت بکنم عاشقی رو خوب بلدم
بخاطر دیدنتون همیشه اصرار می کنم
اونقدر از شما می گم تا همه رو بیزار می کنم

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم آذر 1386ساعت 21:57  توسط ماهك  | 

دستامو که می گیری هر پنجره نو میشه
شب یکدفعه تسلیم عشق من و تو می شه
دستامو که می گیری دیواری نمی مونه
هرواژه غزل میشه تو خلوت این خونه
دستامو که می گیری روشن میشه فانوسم
با تو خود آزادی بی تو خود محبوسم
دستامو که می گیری من شکل خودم می شم
از واهمه می افتم از دلهره کم می شم
ویرون میشه تنهایی دلواپسی می کوچه
بارون گل زنبق می باره تو این کوچه
وقتی که تو نزدیکی دلتنگی ازم دوره
وقتی که تو تاریکی مهتاب چه پر نوره
شب بی ترانه شد حوای بی حواس
آواز تازه باش دستای تو کجاس
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 22:29  توسط ماهك  | 

بذار خیال کنم هنوز ترانه هامو می شنوی
هنوز هوامو داری و هنوز صدامو می شنوی
بذار خیال کنم هنوز یه لحظه از نیازتم
اگه تموم قصه مون هنوز ترانه سازتم
بذار خیال کنم هنوز پر از تب و تاب منی
روزا به فکر دیدنم شبا پر از خواب منی
بذار خیال کنم تو دلتنگیات
غروب که میشه یاد من میفتی
تویی که قصه طلوع عشقو
گفتی و دوست دارمو نگفتی
بذار خیال کنم منم اونکه دلت تنگه براش
اونی که وقتی تنهایی پر می شی از خاطره هاش
اونکه هنوز دوستش داری اونکه هنوز هم نفسه
بذار خیال کنم منم اونی که بودنش بسه
دوباره فال حافظ و دوباره توی فالمی
بذار خیال کنم بذار اگر چه بی خیالمی
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 19:2  توسط ماهك  | 

در شبي غمگين تر از من قصه رفتن سرودي
تا كه چشمم را گشودم از كنارم رفته بودي
اي دريغا دل سپردن به عشق تو بيهوده بود
وعده و خنده هاي تو به نيرنگ آلوده بود
اي ز خاطر برده عشق آتشينم
رفتي اما من فراموشت نكردم
چلچراغ روشن بيگانه بودي
سوختم و بيهوده خاموشت نكردم
رفتي اما قلب من راضي نشد
بر تو و بر عشق خود نفرين كند
بي تو شايد بعد از اين افسانه ها
ترك عشق و اين غم ديرين كند
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 10:24  توسط ماهك  | 

به من بگو دروغاتو یا اینکه اون قسم هاتو
دستای سرد سرد تو یا بوسه های گرم تو
اون شکوه و شکایتو اون گوشه و کنایه تو
حرفای عاشقونه تو یا دم به دم بهونه تو
اون خنده ها و دلبری یا وعده های سرسری
کدومو باور بکنم موندم من و ناباوری
اون دل بی قرارت یا پای در فرارت
وای که شدم شکارت
این دل و اون دل نکن خیال باطل نکن
کارمو مشکل نکن
برای با تو بودن تا کی باید صبر کنم
تو این آشفته بازار من کی رو باور کنم؟
طفلی کبوتر دل بدجوری شد اسیرت
پرش شکسته اما باز می خوره فریبت
چیکار کنم که این دل از تو نمیشه غافل
منو دیوونه کرده اما نمیشه عاقل
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 20:54  توسط ماهك  | 

اگه ماه از آسمون پايين بياد در بزنه
اگه مرغ بخت و اقبال رو سرم پر بزنه
اگه رعد آسمون داد بزنه
رو سرم هزارتا فرياد بزنه
چون تو مهمون مني
درو وانمي كنم
مونس جون مني درو وا نمي كنم
درو وا نمي كنم نه درو وا نمي كنم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 13:6  توسط ماهك  | 

الهی که شفا پیدا کنی تو
واسه دردات دوا پیدا کنی تو
تو این دنیا که بی وفایی رسمه
رفیق با وفا پیدا کنی تو
حالا تموم دنیا رو بگردی
مثل من عاشقی پیدا کنی تو
نرو افسانه ی من ناتمومه
بدون اگه بری کارم تمومه
بهت گفتم بیا دنیای من باش
کنارت حتی مردن آرزومه
شنیدم تو دلت انگار می گفتی
که عاشقی کجاست وفا کدومه
می خوام به سردی شبهام بخندم
می خوام به پوچی فردام بخندم
وقتی می بینمت با دیگرونی
تو اوج گریه هام می خوام بخندم
می خوام داد بزنم تنهای تنهام
می خوام وقتی می گم تنهام بخندم
منم تو شهر غم زندونی تو
غم و غصه دل ارزونی تو
نگو دوست دارم به یک غریبه
می شه اون مثل من زندونی تو
رسیده اون شبی که تو می خواستی
چه بده آخره مهمونی تو
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 23:14  توسط ماهك  | 

سپیده دم نم نم بارون و پرواز یه حس غریب آواز
یه بهونه واسه آغاز
ای عشق من اوج پاییز شد با تو بهارم
تا مرز عشق من باید ببارم
وقتی باشی تا ابد تو یارم
یه شب تو خواب دیدم که توی آسمون
توی دستای تو شدم رنگین کمون
هفت رنگ آشنا منم در یاد تو
اگه باشی با من منم فریاد تو
طلوع کن تو ای خورشید طلایی
از پشت ابرا قلبمو نگاه کن
تویی که حس عشقی توی رگهام
منو تا عشق با خود همصدا کن
طلوع کن تو ای خورشید طلایی
از پشت ابرا قلبمو صدا کن
تویی که حس عشقی توی رگهام
مرگ پاییزی توی شبهام
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 11:35  توسط ماهك  | 

یادش بخیر روزایی که گل یاست بودم
یادش بخیر قدیما هوش و حواست بودم
حالا ازم رنجیدی رفتی ازم بریدی
دیگه تو قهری با من جوابمو نمی دی
تا یه قدم بذاری میام به پیشواز تو
میشم مثل گذشته دلبر طناز تو
حیفه من و تو از هم برنجیم و جداشیم
مثل یه عکس کهنه رنگ گذشته هاشیم
دو روز دنیا عزیزم ارزش نداره
فاصله بین من و تو سردی میاره
خونه رو گلخونه می کنم برات
تا که باز عشقو ببینم تو چشات
از راه بیا امشب بیا به دیدارم
در انتظار تو همیشه بیدارم
هنوز تویی دار و ندارم
بگو مگه دوستم نداشتی
چرا رفتی تنهام گذاشتی
دیگه بسه برگرد کنارم
عزیزم آشتی آشتی
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 22:43  توسط ماهك  | 

نه این قرارمون نبود توبی خبر بری
من خسته شم که تو بی همسفر بری
نه این قرارمون نبود من رنگ شب بشم
تو سرسپرده شی من جون به لب بشم
باور نمی کنم این تو خود تویی
این تو که از خودش بیخود شده تویی
باور نمی کنم عشق منی هنوز
گاهی به قلب من سر می زنی هنوز
وقتی زندونی تو هوس مثل پروازی تو قفس
این رسم همراهی نشد ای همنفس
وقتی قلبت از من جداست سرگردون بی هم صداست
انگار دستت با دست من نا آشناست
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 18:8  توسط ماهك  | 

حالا که کار تو شده پر از نیرنگ و ریا
حالا که دل تو شده فرسنگ ها دور از خدا
به من نگو دوست دارم که باورم نمیشه
نگو فقط تو رو دارم که باورم نمیشه
تو با این چرب زبونی هی به من دروغ می گی
می خواهی گولم بزنی هی به من دروغ می گی
تو بادل شکسته ام انقده جفا نکن
تو اگه دوستم نداری اینجوری بد تا نکن

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 21:40  توسط ماهك  | 

اگه برم اگه برم رنگ گریه با صدامه
اگه نرم اگه نرم روز مرگ خنده هامه
نمی تونم رها کنم خودمو از این اسیری
کجا برم کجا برم زنجیر غمت به پامه
به من بگو بگو به من
دیروز برات چی بودم عروس حجله بسته
امروز برات چی هستم عروسک شکسته
دستای تو دیگه دست یه مهربون نیست
حرفای تو دیگه حرف یه همزبون نیست
آی چه می دونی چه دردیه
تو کاسه ی سیاه و مات چشم عروسک
آی چه می دونی چه حرفیه
رو لبای غمزده ی بی خشم عروسک
فانوس بزرگ عشق تو بی فروغ بود
حرفای قشنگت مثل خودت دروغ بود
عروسک شکسته ای که همه تنش نگاهه
بخاطر نگاه تو چشم شیشه ایش به راهه
وقتی میای زمستونش پر لاله های سرخه
وقتی می ری بهارشم پر لاله ی سیاهه

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 21:34  توسط ماهك  | 

وقتشه وقتشه رفتن وقتشه
وقتشه از تو گذشتن وقتشه
فرصت تولد دوباره نیست
مردن دوباره ی من وقتشه
دیگه دیره واسه گفتن
این کلام آخرینه
فرصت ضجه نمونده
لحظه های واپسینه
دیگه با عاطفه دشمن
واسه دلتنگی رفیقم
توی شط سرخ نفرت
بی صدا ترین غریقم
من عروسک کدوم بازی وحشت
من عروس زخمی کدوم تبارم
که مثل تولد فاجعه سردم
که مثل حادثه آرامش ندارم
سرد و ساکت و شکسته
آینه قدیمی ام من
با چراغ و گل غریبه
با غبار صمیمی ام من
می مونم زیر هجوم سنگی آوار کینه
واسه بازیچه نموندن آخرین بازی همینه
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 21:23  توسط ماهك  | 

به خیالم که تو دنیا واسه تو عزیز ترینم
آسمونها زیر پامه اگه با تو رو زمینم
به خیالم که تو با من یه همیشه با وفایی
به خیالم که تو با من دیگه از همه جدایی
من هنوزم نگرانم که تو حرفامو ندونی
این دیگه یه التماسه من می خوام بیای بمونی
من و تو چه بی کسیم وقتی تکیه مون به باده
بد و خوب زندگی منو دست گریه داده
ای عزیز هم قبیله با تو از یه سرزمینم
تا به فردای دوباره با تو هم قسم ترینم
بد و خوبمون یکی دستمون تو دست هم بود
خواهش هر نفس من با تو هم صدا شدن بود
با تو هم قصه دردم هم صدا تر از همیشه
دو تا همخون قدیمی از یه خاکیم و یه ریشه
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 22:2  توسط ماهك  | 

تو كاري كردي كه كافر نكرده
به هر كس گفتمش باور نكرده
تو همچي كفتر عشقو پروندي
كه تو هيچ آسموني برنگرده
تو كاري كردي كه دشمن نمي كرد
كه دشمن سهله اهريمن نمي كرد
من اونقدر با وفا بودم كه جز تو
كسي ظلمي چنين با من نمي كرد
چوبه ي دارو بستي پاي دار ما نشستي
طناب دار و بافتي كار دل ما رو ساختي
هزار دفعه شمردم با هر كدومش مردم
نيومدي سراغم تو رو به خدا سپردم
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 14:52  توسط ماهك  | 

من تو رو دوست دارم اندازه ي دنيا
نمي تونم كه بمونم بي تو اينجا
شبا وقتي مي مونم خسته و تنها
تا بياي مي شمرم ثانيه ها را
تو هموني سهم من از عاشقي و آشنايي
اگه دوري اگه نزديك با دل من همصدايي
غمگين و تنها بودم و قتي تو پيدا شدي
گل بارون شدي واسه تشنگيهام
يه بهانه تا من بمونم اينجا
من مي خوام پنجره ها رو به خورشيد وابشه
شب دلتنگي از اين خونه بره تو بموني
من مي خوام روزاي بعد روز آفتابي بشه
شب خاكستري مهنتابي بشه تو بموني
تو بموني تو كه دستات داره بوي مهربوني
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 12:32  توسط ماهك  | 

توشدی مهمون من مهمون قلبم
از صدات زمزمه عشقو شناختم
تو به من قشنگ ترین لحظه رو دادی
من واسه ات قشنگ ترین قصه رو گفتم
نازنین از تو چه پنهون آتیش افتاده به جونم
تا می تونی مثه آتیش بسوزونم بسوزونم
عاشقیت همیشه با من عشق من همیشه با تو
گریه هام می گذرم از من زندگیم پر میشه با تو
اومدی تو روزگارم دیگرون رفتن و رفتن
من اگه واسه ات عزیزم اینو پنهون نکن از من
تو طلای آفتاب و نفس سبز زمینی
تو گل زنبق و لاله از یه فصل نازنینی
وقتی که به تو رسیدم لحظه چشماتو دیدن
به من این مژده رو دادی که رسیدم، نرسیدم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 16:16  توسط ماهك  | 

لالايي كن بخواب خوابت قشنگه
گل مهتاب شبا هزارتا رنگه
يه وقت بيدار نشي از خواب قصه
يه وقت پا نذاري تو شهر غصه
لالايي كن مامان چشماش بيداره
مثل هر شب لولو پشت ديواره
ديگه بادبادك تو نخ نداره
نميرسه به ابر پاره پاره
همه چي يكي بود و يكي نبوده
به من چشمات ميگه اين دريا حسوده
اگه سنگ بندازي تو آب دريا
مياد شيطون با من به جنگ و دعوا
ديگه ابرا تو رو از من ميگيرن
گلاي باغچه مون بي تو مي ميرن
لالايي كن لالايي كن مامان تنهات نميذاره
دوستت داره دوستت داره ميشينه پاي گهواره
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 9:31  توسط ماهك  | 

در دل كوه غرور بر سر قله ي دور
قلعه اي از فولاد قد كشيده سوي نور
كسي از اين همه مرد دستي از اينهمه دست
فاتح قلعه نشد نه به تزوير و نه زور
روح من آن كوه است دلم آن قلعه سرد
كه ندارد به درون ترس شكست
هر دم از جوشش خشم يا غم و كينه و مهر
مي رود برج دلم دست به دست
آه اي عشق و اميد اي فاتح
فتح كن قلعه ي فولاد دلم
دلم از كينه و نفرت پوسيد
برس اي عشق به فرياد دلم
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 12:48  توسط ماهك  | 

كوچه ي شهر دلم از صداي پاي تو خاليه
نقش صد خاطره از روزاي دور
عابر اين كوچه ي خياليه
به شب كوچه ي دل ديگه مهتاب نمياد
توي حجله چشام عروس خواب نمياد
كوچه ي شهر دلم بي تو كوچه ي غمه
همه روزاش ابريه روز آفتابيش كمه
غم تنهايي داره كوچه ي دل بدون تو
همه شعر دفتر من مال تو براي تو
بوي دستاي تو داره غربت دستاي من
ياد قصه هاي تو مونس لحظه هاي من
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 11:11  توسط ماهك  | 

بيا كه هميشه نگاه من به راهه
دلي كه شكستي قسم به تو بي گناهه
دور از تو نگاهم خسته و بي فروغه
افسانه هاي عشق تو كتابا دروغه
چيزي كه از تو مونده نشونه
يه عكس تنهاست تو كنج خونه
تو رفتي و من دلم اسيره
عكس تو مي گه هركي كه تنهاست بايد بميره
+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 15:29  توسط ماهك  | 

بیا بیا که پابندم به عشق تو هنوزم
شبونه از سفر بیا که از تو باشه روزم
بیا که بعد تو رنگ منو آفتاب ندیده
گیسوی انتظار من به زانوهام رسیده
اما از اون روزا دیگه نیومدی به خواب من
فریاد من هرچی که بود کسی نداد جواب من
از اون روزا حتی تو رو تو فال حافظ ندیدم
خط فراموشی دیگه روی اسم تو کشیدم
هرچی که از تو مونده بود برای من خاطره شد
مثل یه باغ پاییزی روبروی پنجره شد
پاهای من منتظر سرود رفتن تو شد
پیرهنی که دوخته بودم اندازه ی تن تو شد
قاصدکا مژده می دن که دیگه از راه می رسی
تا نفسی تازه بدی به لحظه های بی کسی

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 23:34  توسط ماهك  | 

منكه پاييز تنم زخمي باده
دلم حسرت كش لحظه اي شاده
عطر باغ تن تو ساده ي ساده
به تن مرده ي من زندگي داده
به چشماي تو بسته زندگيشو
تمام باور و دلبستگيشو
تو مي توني با دو دست گرم عاشق
بگيري از نگاهم خستگيشو
براي دل افتاده يه اتفاق ساده
به سادگي دل من دل به دل تو داده

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 11:42  توسط ماهك  | 

کجای این جنگل شب پنهون میشی خورشیدکم
پشت کدوم سد سکوت پرمیکشی چکاوکم
چرا به من بد می کنی من که منم برای تو
لبریزم از عشق تو و سرشارم از هوای تو
دست کدوم غزل بدم نبض دل عاشقمو
پشت کدوم بهانه باز پنهون کنم هق هقمو
گریه نمی کنم نرو آه نمی کشم بشین
حرف نمی زنم بمون بغض نمی کنم ببین
سفر نکن خورشیدکم ترک نکن مرا نرو
نبودنت مرگ منه راهی این سفر نشو
نذار که عشق من و تو اینجا به آخر برسه
بری تو و مرگ من از رفتن تو سر برسه
نوازشم کن و ببین عشق میریزه از صدام
صدام کن و ببین که باز غنچه می دن ترانه هام
اگرچه من به چشم تو کمم قدیمی ام گمم
آتشفشان عشقمو دریای پرتلاطمم

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت 0:23  توسط ماهك  | 

نگاه می کنم نمی بینم
چشم مرا هوای تو پر کرده
گوش می کنم نمی شنوم
گوش مرا صدای تو پر کرده
ای چشم من بدون تو نابینا ا
ی گوش من بدون تو ناشنوا
با من بمان همیشه بمان  با من

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 18:42  توسط ماهك  | 

خداحافظی گریه در یک غروبه
خداحافظی رنگ دشت جنوبه
خداحافظی غم توی کوله باره
خداحافظی ناله ی قطاره
یه خط یادگاری رو دیوارنوشتم
دلو جا گذاشتم بریدم گذشتم
دو تا قطره ی اشک روی شیشه حیرون
یکی گریه ی من یکی مال بارون
چه غمگینه جاده چه بی رحمه رفتن
جدا می شم از تو جدا می شی از من
یه قلب مسافر یه مرغ مهاجر
با یه دفتر از خاطرات قدیمی
جدا میشه از لحظه های صمیمی
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت 23:23  توسط ماهك  | 

یه روز از راه رسیدی مرد جوون
 خسته و غریب و بی نام و نشون
صورتت سوخته آفتاب کویر
چشمات از رنگ زلال آسمون
با سبد سبد پر از گل های یاس
شدی هم سرای تنهایی من
توی پناه نفسای گرم تو
زنده شد عشق اهورایی من
این منم که از تو سبزم
 تو کویر خشک و تنها
ای برای تن مرده ام
نفست دم مسیحا
تو شدی صاحب جون و تن من
دیگه تو از همه سر بودی برام
تن من مسافر رو به زوال
اما تو معجزه گر بودی برام
اما بی بهونه رفتی
تا دوباره کی بیایی
همیشه قربونی داره
موج دریای جدایی
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت 22:51  توسط ماهك  | 


به عشق تو گرفتارم در اين دنيا تو رو دارم
تو رو تا جون به تن دارم ديگه تنها نمي ذارم
من قصه گوي عشقم تو بهترين کلامي
قشنگ ترين خيالي که هر نفس باهامي
وقتي تويي کنارم آسمون آبي رنگه
ميام به ديدن تو دنيا با تو قشنگه
براي ديدن تو دست مي گيرم فانوس ماه
طلسم راهو مي شکنم مي گذرم از شب سياه
به گوش کوه و در و دشت اسمتو فرياد مي زنم
تا هرجا هستي بشنوي که تنها عاشقت منم
واسه دوباره ديدنت مي شم گل اقاقيا
تا زير پاهات بميرم پرپر بشم تو جاده ها
براي ديدن تو ثانيه ها رو مي شمرم
براي ديدن تو من از يه دنيا دل مي برم
براي ديدن تو هزار بار مي ميرم
براي ديدن تو دوباره من جون مي گيرم
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 21:26  توسط ماهك  | 

مي دونم برات عجيبه اين همه اصرار و خواهش
اين همه خواستن دستات بدون حتي نوازش
مي دونم که خنده داره واسه تو گريه ي دردم
مي گذري از من و ميري اما باز من برمي گردم
مي دونم برات عجبيه من با اون همه غرورم
پيش همه ي بديهات چه جوري بازم صبورم
مي دونم واسه ات سواله که چرا پيشت حقيرم
دور مي شي منو نبيني باز سراغتو مي گيرم
مي دوني چرا هميشه من بدهکار تو ميشم
وقتي نيستي هم يه جوري با خيالت راضي مي شم
مي دوني واسه چي از تو بد مي بينم و مي خندم
تا نبيني گريه هامو هر دو چشمامو مي بندم
چاره اي جز اين ندارم آخه خون شدي تو رگ هام
مي ميرم اگه نباشي بي تو من بدجوري تنهام
مي دونم يه روز مي فهمي روزي که دنيا رو گشتي
من چه جوري تو رو خواستم تو چه جور ازم گذشتي
+ نوشته شده در  شنبه هفتم مهر 1386ساعت 18:11  توسط ماهك  | 

تو از طلوع صبحي تو شعر التماسم
غبار راه دورت نشسته رو لباسم
من از تن تو طردم خالي دست سردم
کوه نمک تو چشمات پاشيده روي دردم
تو از مداري معلوم بشين رو خاک قلبم
بيا به مقصد خود ببين چه پاکه قلبم
بيا که عاشق باشيم قلب شقايق باشيم
براي عمر رفته فکر دقايق باشيم
تو اعتبار کوهي تو دشت انتظارم
تو از هجوم موجي رو تن خشک و داغم
من از غرور دستات يه سايه بون کشيدم
رفتم تو خواب چشمات به آرزوم رسيدم
الهي غرورت حريم خونه باشه تو باغ دل تو هزار جوونه باشه
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 22:59  توسط ماهك  | 

تو همون اسب سفيد تو قصه هايي مثل رقص باشکوه پرنده هايي
تو يه آواز قشنگي تو يک صدايي تو به پاکي تموم قصيده هايي
منم اون هوايي که پر از غبارم انتظار ابر گريه دارم
تو برام يه راهي من يه تک سوارم واسه باتو بودن بي قرارم
من عروس نقره پوش مهتابم تو طلوع يک سپيده
واسه بي رنگي قلب بي تابم ناز چشمات يه اميده
من يه چشمه عميق دلپاکم من صداي قلب خاکم
تو نواي مهربون باروني تو برام يه همزبوني
تو برام يه قصه ناتمومي مثل عمر لحظه هاي بي دوومي
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 22:52  توسط ماهك  | 

ای خالق هر قصه ی من این من و این تو
بر ساز دلم زخمه بزن این من و این تو
هر لحظه جدا از تو برام ماهی و سالی
با هر نفسم داد می زنم جای تو خالی
تو اون ابر بلندی که دستات شفای شوره زاره
تو اون ساحل دوری که هر موج به تو سجده میاره
تو فصل سبز عشقی که  هر گل بهارو از تو داره
اگه نوازش تو نباشه گل گلخونه خاره
تو اخرین کلامی که شاعر تو هر غزل میاره
بدون تو خدا هم تو شعراش دیگه غزل نداره
بمون که شوکت عشق بمونه که قصه گوی عشقی
نگو که حرمت عشق شکسته تو آبروی عشقی
منم عاشق ناز تو کشیدن بخاطر تو از همه بریدن
تنها تو رو دیدن
منم عاشق انتظار کشیدن صدای پاتو از کوچه شنید
تنها تو رو دیدن
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت 16:51  توسط ماهك  | 

وقتی تو ایوون نشستم در به روی غصه بستم
وقتی که بودم باز بی قرارت مثل همیشه در انتظارت
پیغوم تو جای تو اومد خالی و سرد
رسید به دستم با یه شاخه ی گل زرد
من که بجز تو فکری نداشتم با یاد تو سر روی بالشتم می ذاشتم
وقتی که قلبم تو سینه لرزید وقتی که از من اسمت رو پرسید
پیغوم تو جای تو اومد خالی و سرد
رسید به دستم با یه شاخه ی گل زرد
من برای تو که مثل پیرهنی کهنه نبودم
عروسک خیمه شب بازی روی صحنه نبودم
حرفای تو خوب و شیرین اما من بچه نبودم
توی دستای تو که مثل یه بازیچه نبودم
وقتی که چشمم به کوچه خشکید
آیینه وقتی تنها منو دید
پیغوم تو جای تو اومد خالی و سرد
رسید به دستم با یه شاخه ی گل زرد
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت 16:47  توسط ماهك  | 

دلتنگی هاتو بردار به روی قلبم بذار
تکیه بده به شونه ام تو این مسیر دشوار
اگه منو نمی خوای حرف دلم رو گوش کن
فقط برای یک بار بعدش خدا نگهدار
تنهایی خیلی سخته وقتی چشام به راهه
وقتی که شب سیاهه وقتی بدون ماهه
تنهایی خیلی تلخه وقتی که بی تو هستم
تنها می مونه دستم با این دل شکسته ام
دلتنگی هامو بردار پیش خودت نگه دار
هروقت که تنها شدی منو به یادت بیار
داری می ری نمی خوام وقت تو رو بگیرم
این حرف آخر من دوست دارم می میرم
تنهایی خیلی درده اگه نیای تو خوابم
وقتی تو اضطرابم تو هم ندی جوابم
تنهایی خیلی سرده وقتی پیشم نباشی
آتیشم نباشی بیدار میشم نباشی
تنهایی خیلی سردمه....
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 16:41  توسط ماهك  | 

روبروی من و چشمات انتظار یه چراغه
زیر سقفی که نجیبه فرصت بوسه چه داغه
آینه های مهربونی تو به تو تا بی نهایت
شونه هامون جای قصه سرامون گرم رفاقت
روبروی من و چشمات اتفاقی پابه ماهه
چشمای تو سهم عشقه چشمایی که سر پناهه
بوی عطر پیرهن تو برده هوش از عطرشب بو
به نگاه تو حسوده چشمای قشنگ آهو
سمت وسوی وسعت تو سمت و سوی آسمونه
حرف بارون با تنت نیست حرف تو رنگین کمونه
داشتن تو یه قراره بین قلب من و دریا
شور شعر و شوق شعری دیدنت وقت تماشا
کاشکی چشمات مال من بود با یه رنگ عاشقونه
بغضمو بغل بگیری به یه چشمک یه بهونه
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 16:38  توسط ماهك  |